خانه / مقاله / اخبار / بخشی از کتاب جنگل‌های بارانی

بخشی از کتاب جنگل‌های بارانی

بخشی از کتاب جنگل‌های بارانیReviewed by سعیده هاشمی on Jul 10Rating:

بخشی از کتاب جنگل‌های بارانی

در کافه ونیشا، کارآفرین و بازاریاب داستان ما روبروی هم در حال نوشیدن قهوه لاته هستند. حتی قبل از هر حرفی، آن‌ها ترس از شکستن رسم و رسومات قدیمی و رؤیاپردازی درباره فرصت‌های تازه را همراه خود دارند.

کارآفرین ِ ما قصد دارد اشتیاق حقیقی خود را درباره متحول کردن صنعتی به‌طرف مقابل منتقل کند. او از آینده بلندمدت و نه کوتاه‌مدت و همین‌طور بازارِ گسترده هدف صحبت می‌کند. مشوق اصلی او برای انجام این کار ولی فقط پول نیست. او از انگیزه‌های بالاتر مثل رویارویی با چالشی بزرگ، ماجراجویی، تازگی این فعالیت و حتی شانس تبدیل دنیا به مکانی بهتر برای زندگی صحبت می‌کند. مقاومت او در برابر راه و رسم قدیمی تقریباً همانند نوعی لجبازی کودکانه به نظر می‌رسد. برای موفقیت یک جنگل بارانی، افراد باید بپذیرند که رفتار خارج از قاعده مرسوم و ایمان به آرمان‌های بلند شکل‌های قابل‌پذیرشی از رفتار اجتماعی هستند. این ویژگی‌ها باعث می‌شوند چیزهایی که قبلاً برای یک فرد غیرممکن به نظر می‌رسیدند، حالا قریب‌الوقوع باشند.

در بسیاری از موقعیت‌ها، افرادی را که رؤیاهای بزرگ در سر می‌پرورانند ساده‌لوح می‌دانند. ما در حرفه خود، مشاهده کرده‌ایم چگونه تقدیرگرایی اغلب در زندگی روزمره نفوذ کرده و مانع از نوآوری می‌گردد. از خاورمیانه، آسیای شرقی، اسکاندیناوی تا آمریکای لاتین خیلی از افراد بر این باورند که چیزی که دارند به‌اندازه لیاقتشان است. ضرب‌المثلی سوئدی هست که می‌گوید: «بلندترین پره چمن زودتر چیده می‌شود.» به این معنا که رؤیاپردازی، تلاش زیاد، مجاهدت و یا فقط متفاوت از بقیه عمل کردن، همه رفتارهایی احمقانه هستند. یک‌بار کارآفرینی در فلسطین بعد از شنیدن پیشنهادهای بلندپروازانه ما برای استراتژی شرکت‌ نوپایش، با شرم و خجالت جواب داد: «چگونه می‌توانیم چنین کاری را انجام دهیم؟ ما فقط شرکتی‌ نوپا کوچک از فلسطین هستیم.»

تقدیرگرایی مانند یک بیماری اشتیاق افراد برای آرزو کردن چیزهای بزرگ‌تر را می‌بلعد. بدون داشتن آرزو و بدون تمایلی برای باور داشتن، هیچ‌چیز متولد نمی‌شود. هیچ شرکت بزرگی در دنیا در ابتدای حیاتش چیزی بیشتر از دو نفر انسان که در یک کافی‌شاپ نشسته‌اند، نبوده است. شکستن این طرز فکر می‌تواند فرآیندی عظیم باشد. این پدیده را در عربستان سعودی در یک استارت‌آپ ویکند، رویدادی که کارآفرینان شرکت‌های جدیدی را در طی یک آخر هفته بنا می‌کنند، شاهد بودیم. در پایان این رویداد، بسیاری از مردان و زنان سعودی که با ما همکاری کرده بودند، از شوک ناشی از آزادی نویافته‌ای که تجربه کرده بودند، آشکارا می‌گریستند. مرد جوانی که هنوز در ناباوری به سر می‌برد، از لابلای اشک‌هایش به ما گفت: «وقتی اینجا آمدم، هیچ‌چیز نداشتم، حالا که می‌روم، دوستان جدید، شرکت جدید و شغلی جدید دارم.»

این ایده که به مأموریت‌های دون‌کیشوت‌وار نباید خندید، بلکه باید از آن‌ها استقبال کرد، سنگ بنای بنیادین جنگل‌های بارانی است. بر اساس عقیده شانون کالاهان، رئیس بخش استعدادیابی شرکت سرمایه‌گذاری جسورانه اندرسون-هاروویتز واقع در دره سیلیکون، شرکت‌های نوپا به‌خاطر عدم توانایی در پرداخت حقوق سالیانه قادر به رقابت نزدیک با شرکت‌های بزرگ برای استخدام افراد بااستعداد نیستند. شرکت‌های نوپا پول کافی برای پرداخت «ارزش بازاری» کاملِ این افراد را ندارند تا توجیهی برای قبول پیشنهاد همکاری آن‌ها داشته باشند. «این شرکت‌ها باید گفتگو را به سمت چشم‌اندازی از آن چیزی که قصد ساختنش را دارند و نقشی که شخصِ بااستعداد مذکور می‌تواند در شرکتی با چنین اندازه‌هایی ایفا کند، ببرند. آن‌ها باید او را تشویق کنند به‌جای این‌که عضوی از جذاب‌ترین شرکت ِحال حاضر باشد، خود به ایجاد جذاب‌ترین شرکتِ آتی بپردازد.»

تاریخ غرب وحشی نشان می‌دهد که رؤیاپردازی درواقع توجیه‌پذیر است. لیسی فورد در این زمینه می‌گوید: «در حقیقت ازنقطه‌نظر اقتصاد خردِ خانوارهای مستقل، چه شمالی و چه جنوبی، تصمیم برای مهاجرت به غرب وحشی در جستجوی زندگی بهتر، تصمیمی بود که شانس درست بودنش بالا بود.» فرصت‌های موجود در غرب وحشی ارزش اقتصادی داشت. یک خانواده جوان از پیشگامان به‌صورت میانگین، وضعیت بهتری از خانواده‌ای دیگری که ریسک سفر به غرب وحشی را متحمل نشده بود، داشت. بااین‌همه، فقط مسئله اقتصادی مطرح نبود. سازمان‌دهنده هر گروه از مسافرانِ گاری‌ها باید الهام‌بخش و تشویق‌کننده افراد در پیوستن به این سفر سخت، بوده و بعدازآن تلاش می‌کرد تا روحیه آن‌ها را حفظ کند. تاریخدان رابرت وی. هاین، هیجان شرکت در سفر و حسِ بودن در یک اجتماع را که در هنگام عبور از قلب غرب وحشی در صفِ طولانی از گاری‌ها این‌گونه توصیف می‌کند:

گردوخاک و تگرگ و بیابان آن‌ها را باهم متحد کرد؛ همان‌ کاری که سختی‌ها اغلب در شرایطی این‌چنین با آدم‌ها می‌کند. در فصل‌های پرمسافر، از صدها گاری مثل خط‌هایی کشیده شده زیر تپه‌ها تداعی‌گر حسی از مشارکت میان مسافران در پروژه‌ بزرگ‌ سفر به شرق یا غرب بود.

این‌که فقط کارآفرینِ حاضر در کافه ونیشیا رؤیاپرداز باشد، کافی نیست. بازاریاب داستان ما هم باید واکنش نشان دهد و رؤیاپرداز باشد. اگر این‌طور نباشد، احتمال دارد به این گفتگو به چشم بازی مجموع-صفرِ کوتاه‌مدت نگاه کرده و وسوسه ترک پروژه و به جیب زدن سودِ فوری برای خود را در سر داشته باشد. جنگل‌های بارانی موفق‌اند چون افراد به رؤیاهای دیگران مانند رؤیاهای خود احترام می‌گذارند.

 


 این کتاب در کانون ویرایش و ترجمه، ترجمه شده است.

 منبع: The Rainforest: The Secret to Building the Next Silicon Valley

0 Shares

درباره ی سعیده هاشمی

سعیده هاشمی

برای دریافت اطلاع رسانی های ایمیلی لطفا ایمیل خود را وارد کنید

همچنین ببینید

منحنی دوم

بخشی از پیشگفتار کتاب منحنی دوم نوشته چارلز هندی

بخشی از پیشگفتار کتاب منحنی دوم نوشته چارلز هندیReviewed by سعیده هاشمی on Sep 8Rating: …

دیدگاهتان را بنویسید