خانه / هنر ترجمه / هنر ترجمه کتاب، تجربه من به عنوان یک مترجم ادبی

هنر ترجمه کتاب، تجربه من به عنوان یک مترجم ادبی

هنر ترجمه کتاب، تجربه من به عنوان یک مترجم ادبی

زمانی که ترجمه متنی را آغاز می‌کنم، قلبم شروع می­‌کند به تپیدن و مغزم شروع می­‌کند به حدس ترجمه‌های احتمالی برای عنوان، تمام مفاهیمی که باید تحقیق کنم، تمامی کلمات مترادفی که ممکن است لازم داشته باشم، تفاوت­‌های ظریفی که هر یک از شخصیت­‌ها خواهند داشت، تعداد فصل­‌های کتاب و اینکه کار ترجمه چقدر به طول خواهند انجامید، چند کلمه در هر روز، هفته و یا ماه باید ترجمه کنم تا بتوانم کار ترجمه را سر وقت به پایان برسانم و علاوه بر آن متن را به روایتی معتبر در زبان مادری‌ام تبدیل کنم. تمامی این موارد، همچنان که نگاهم در صفحه اول بر کلمات سُر می­‌خورد، از ذهنم می­‌گذرد. این تجربه من به عنوان یک مترجم ادبی است.

ترجمه کتاب را حدود ۵ سال پیش آغاز کردم. اولین تجربه ترجمه من بسیار بد بود، حدود سه ماه طول کشید تا ۳۵۰ صفحه را ترجمه کنم، هیچ روشی نداشتم، هیچ راهکاری برای مدیریت زمان و هیچ ذهنیتی راجع به اینکه چند کلمه در روز می­‌توانم ترجمه کنم، نداشتم. اکنون پنج سال پس از آن زمان، می­‌توانم به شما راهکارهایی درمورد آغاز بدون اضطراب ترجمه ارائه کنم. در پایان هرکس روش خود را پیدا خواهد کرد، اما در اینجا نکاتی وجود دارد که من اعتقاد دارم در کل، با توجه به روند ترجمه یک کتاب، پیدا کردن مشتری و موفق شدن به عنوان یک مترجم ادبی، بسیار مفید خواهد بود.

 روند

♦ زمان مهم است.

مهم نیست که طرف مقابل شما ناشر است یا سازمان یا فردی خاص، همیشه می‌توانید مذاکره کنید و اگر مطمئن نیستید می­‌توانید کار را در مهلت پیشنهاد شده به اتمام برسانید، صادق باشید و به آنها بگویید که (تحویل کار در آن زمان) برای شما امکان‌پذیر نیست و زمانی که می­‌توانید کار را به اتمام برسانید را پیشنهاد دهید. البته منظور من این است که این کار را پیش از قبول ترجمه انجام دهید. اگر مشتری پیشنهاد شما را پذیرفت که عالی است، اگر نه قبول نکردن کار بهتر از دیر تحویل دادن آن است. زیرا به موقع انجام ندادن ترجمه به طور حتم به معنی از دست دادن مشتری است. ناشران با ضرب‌العجل بسیار فشرده کار می­‌کنند و قبل از اینکه کتابی که شما ترجمه می­‌کنید در قفسه کتاب‌فروشی قرار بگیرد، باید حداقل به دست ویراستار، طراح و شرکت چاپ برسد. به این مساله فکر کنید: اگر کار را سر وقت تحویل ندهید کل روند چاپ و نشر به تعویق می­‌افتد، که برای مشتری شما هزینه زیادی خواهد داشت، بدین معنی که قطعاً دیگر به شما کاری نخواهند سپرد.

بنابر تجربه من، بهترین راه برای آنکه مطمئن شوید این اتفاق نمی­‌افتد، این است که برنامه­‌ریزی کنید و طبق آن پیش بروید. مثلاً، بررسی کنید چه تعداد کلمه در هفته اول انجام داده­‌اید و محاسبه کنید اگر با همین سرعت به پیش بروید کل ترجمه چقدر به طول خواهد انجامید. فراموش نکنید که زمانی را برای غلط‌گیری کتاب قبل از تحویل، پروژه‌های دیگری که ممکن است به شما سپرده شود و یا شرایط غیرمنتظره (مانند بیماری، خراب شدن کامپیوتر، زمان استراحت – که ممکن است اگر واقعا از کتاب لذت ببرید آن را فراموش کنید) در نظر بگیرید. پیشنهاد من این است که برای ترجمه اولین کتاب ۳ تا ۴ ماه زمان درخواست کنید.

♦ با توجه به داستان، سعی کنید شخصیت‌ها و داستان را قبل از شروع ترجمه بشناسید.

همین امر برای کتاب غیرداستانی نیز صادق است، سعی کنید پیامی را که نویسنده کتاب می­‌خواهد انتقال بدهد، درک کنید. آیا کتابی داستانی است یا روانشناسی. معمولا، زمانی برای خواندن کل کتاب پیش از آغاز ترجمه نیست، اما خواندن حداقل چند فصل از کتاب به شما کمک می­‌کند.

♦ تحقیق کنید.

اگر نویسنده را نمی­‌شناسید، وب‌سایت او را چک کنید. تحقیق کنید نویسنده چه نوع کتاب‌هایی می­‌نویسد، سبک نوشتار او تا چه حد تلخ یا مثبت است . بیوگرافی کوتاه پشت کتاب را بخوانید، گاهی اوقات این بیوگرافی تا حد زیادی درباره شخصیت نویسنده کتاب به شما اطلاعات می­‌دهد. سعی کنید سبک نویسنده را درک کنید و آن‌را به بهترین شکل بازسازی کنید و با فرهنگ خود تطبیق دهید.

♦ از یک فرهنگ لغت خوب استفاده کنید.

این ترجمه متون فنی نیست، بنابراین لازم نیست برای یک اصطلاح بارها و بارها، معادلی یکسان استفاده کنید. در واقع، اصلاً نباید این کار را انجام دهید. از تخیل خود استفاده کنید و به یاد داشته باشید که در حال بازنویسی یک داستان به زبان مادری خود هستید. آیا خودتان دوست دارید چیزی تکراری و خسته‌کننده بخوانید؟

 جای خود را پیدا کنید

♦ مشتری!

ممکن است با ناشر یا فردی مستقل کار کنید. من فرمول جادویی گرفتن کار از آنها را نمی­‌دانم، فقط می‌توانم بگویم شرایط خودم چطور بود. در آغاز، من با حدود ۵۰ موسسه چاپ و نشر تماس گرفتم. فقط سه تای آنها پاسخ دادند: دو ناشر گفتند که کسی را استخدام نمی­‌کنند و یکی از آنها از من خواست در یک آزمون شرکت کنم و هنوز هم با آنها کار می­کنم. در آن وقت، من هیچ تجربه‌ای نداشتم، اما در حال حاضر برایم جواب گرفتن از ناشرها سخت نیست. اگر در حال حاضر به عنوان مترجم، به ویژه در تبلیغات یا هرکار خلاقانه دیگر تجربه دارید، حتما موانعی را که من در ابتدا داشتم، نخواهید داشت. اما به یاد داشته باشید که به‌هرحال ورود به بازار ترجمه مشکل است.

اگر می‌خواهید قبل از تلاش برای تماس با موسسات چاپ و نشر، تجربه واقعی کسب کنید، Babelcube را امتحان کنید.

این را به یک مترجم حرفه‌ای که برنامه‌اش پر است توصیه نمی­‌کنم، اما اگر تازه مدرک خود را گرفته‌اید و می­خواهید قبل از ورود به بازار کار تجربه کسب کنید و در پروژه­‌های بزرگ – به احتمال زیاد – بدون گرفتن حق‌الزحمه شرکت کنید، کتاب‌های زیاد داستانی یا غیر داستانی وجود دارد که می­‌توانید آنها را ترجمه کنید. بدترین اتفاق چیست؟ همان‌طور که گفتم معمولا هیچ پولی به شما پرداخت نمی­‌شود، هیچ تضمینی وجود ندارد که کتاب فروش برود و اگر قرار باشد پولی دریافت کنید، کتاب باید به رکوردهای بالای فروش برسد. بهترین اتفاق: تجربه، و نیز این واقعیت که نام شما بر کتاب‌های چاپ شده­‌ای خواهد بود که در سایت­‌های بزرگی نظیر آمازون، اسکریبد و کابو به فروش خواهند رفت.

با نویسندگان مستقل به طور مستقیم ارتباط برقرار کنید.

من شخصاً این کار را انجام ندادم، اما لینکدین مکان خوبی برای آشنایی با آن‌ها است. همچنین، دنبال انجمن­‌های نویسندگان و گروه­‌های فیس‌بوک بگردید. باز هم، کار خود را انجام دهید و قبل از تماس با آنها بفهمید سبک نوشتارشان چگونه است.

اگر در حال حاضر در ترجمه کتاب تجربه دارید، یک نمونه کار با نمونه ترجمه­‌هایتان درست کنید.

همچنین، یک لیست از عناوینی که ترجمه کرده­‌اید، تاریخ، نویسنده، ناشر و عنوان اصلی و عنوان ترجمه شده را ذکر کنید. به این ترتیب مشتریانی که می­‌خواهند با شما کار کنند، در چند ثانیه، می‌توانند کارهایی را که شما انجام داده­‌اید مرور کنند. من هم نمونه کارهایم را در ژانر ادبی مرتب نوشته‌ام.

 موفقیت

همانطور که پیش­تر ذکر شد، بازار ترجمه بازاری سخت و ورود به آن مشکل است. اما زمانی که وارد آن شدید، احتمال کمی وجود دارد که از آن خارج شوید، ناشران با تعداد انگشت‌شماری از  مترجمان کار می­‌کنند و تمایل دارند همکاری خود را با آنها، اگر نگوییم برای چندین دهه، دست‌کم برای چندین سال حفظ کنند. فقط به خاطر داشته باشید همیشه و همیشه و همیشه، مهلت انجام کار را مد نظر داشته باشید، کار خود را هر چندبار که می­توانید غلط‌گیری کنید، تلاش کنید خود را در جای نویسنده قرار دهید، و بیش از همه کتاب‌هایی را ترجمه کنید که می­توانید با آنها ارتباط برقرار کنید و در واقع از آن لذت می­‌برید، در غیراین صورت مجبور خواهید بود ماه‌ها یک پروژه خسته‌کننده را انجام دهید و این خستگی نیز در کار شما نمایان خواهد شد.

این مطلب برگرفته شده از سایت theopenmic.co است.

ترجمه شده در کانون ویرایش و ترجمه

همچنین ببینید

چگونه کتابی را برای ترجمه انتخاب کنیم؟

چگونه کتابی را برای ترجمه انتخاب کنیم؟

دیدگاهتان را بنویسید